تبليغاتX
ک ی م ی ا


ک ی م ی ا

 

.:: توضیحات ::.


 


.:: امکانات ::.

صفحه نخست
پست الكترونيك
 


.:: آرشیو ::.
 

87/02/22 - 87/02/31
87/01/22 - 87/01/31
86/12/22 - 86/12/29
86/12/08 - 86/12/14
86/11/01 - 86/11/07
86/09/08 - 86/09/14
86/08/05 - 86/08/21
86/08/01 - 86/08/07
86/07/22 - 86/07/30
86/07/01 - 86/07/07

 


.:: آرشیو موضوعی ::.
 

تنیس
تخت جمشید

 


.:: پیوندها ::.


مهری
سمن
رپ995
عشق،دوستي،صفا
نيما
Farzandane Sokot



.::
قالب از ::.
 

نازنین

www.Naazanin.com


 

شنیدی می گن عشق کوره ؟


 

    

 

 

یه روز دیوونگی و عشق و حسادت و غم و... با هم قایم موشک بـازی می کردن و

 

دیـوونگی چشـم می زاره همه قایم می شن ، همه رو پیدا می کنه جز عــشق ! حســادت

 

می گــه مــن مـــی دونم عشق کجاست ، توی این گل سرخ قایم شده! دیوونـگی هر چـی

 

صداش می زنه عشق بیرون نمی آد یه چوب بر می داره و چنــد بار می زنــه بــه گل تا بــیاد

 

بیرون که می زنه و چشم عشق رو کور می کنه !

 

دیوونگی خیلی شرمنده می شــه و معذرت می خوات ، عشق می گـه اشـکالی نداره ولی

 

به جاش تو همیشه با من باش !

  
 
 لینک نوشته - کیمیا - یکشنبه 1387/02/22
   

 

 

... و خداوند گفت


 

    

...  و خداوند گفت !

 

خداوند گفــت: ديگر پيامبري نخواهم فرستاد، از آن گو نه كه شما انتظار داريد ،امـا جهان هرگز بي پيامبري نخواهد مانـد و آن گاه پـرنده اي را به رسالت مبـعوث كرد . پـرنده آوازي خـواند كـه در هـر نغمه اش خدا بود ، عده اي به او گرويدند وايمان آوردند .

وخدا گفت : اگر بدانيد، حتي با آواز پرنده اي مي توان رستگار شد .

 

 خداوند رسولي از آسمان فرستاد ، باران نام او بـود . آنگاه كه باران باريدن گرفت ، آنان كه اشـک را مي شـناختند ، رسـالت او را دريافتند ، پس بي درنگ توبه كردند وروحشان را زير بارش بي دريغ خدا شستند .

خداوندگفت : اگر بدانيد با رسول باران هم مي توان به پاكي رسيد .

 

خداوند پيغام بر باد را فرستاد، تا روزي بيم دهد و روزي بشارت . روزي  طوفان شد وروزي نسيم، وآنان كه پيام او را فهميدند ، روز در خوف و روزي در رجا زيستند .

خداوندگفت : آن كه خبر باد را مي فهمد . قلبش در بيد و اميد مي لرزد وقلب مومن اين چنين است .

 

خدا گلي را از خاك برانگيخت تا معاد را معنا كند وگل چنان از رستاخيز گفت كه از آن پس هر مومني كه گلي را ديد ، رستاخيز را به ياد آورد .

خداوندگفت : اگر بفهميد ، تنها با گلي قيامت خواهد شد .

 

خداوند يكي از هـزار نامـش را به دريا گفت : در يا بي درنـگ قيـام كرد وسپـس چنان به سجده افتاد كه هيــچ از هزار موج او باقي نماند ، مردم تماشا مي كردند ، عده اي پيام دريا را دانستند ، پس قيام كردند وچنان به سجده افتادند كه هيچ از آنها باقي نماند .

خداوندگفت : آن كه به پيامبر آب ما اقتدار كند ، به بهشت خواهد رفت .

 

به ياد دارم كه فرشته اي به من گفت : جهان آكنده از فرستاده وپيامبر ومرسل است ، اما هميشه كافري هست تا باران را انكار كند وبا گل بجنگد ، تا پرنده را درغگو بخواند وباد را مجنون ودريا را ساحر .

 

 

  
 
 لینک نوشته - کیمیا - یکشنبه 1387/01/25
   

 

 


 

    

            

 

 

                   زندگی یعنی :

 

 

لبخندی که محو می شود

 

اشکی که خشک می شود

 

و یادی که باقی می ماند و فراموش نمی شود 

  
 
 لینک نوشته - کیمیا - دوشنبه 1386/12/27
   

 

 

به نام خدا


 

    

نمی دانم نمی خواهم بدانم ﭘس از مرگم چه خواهد شد

 

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

 

ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

 

گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش

 

واو یکریز و بی در بی دم گرم خوشــش را دز گلویم سخت بفشارد

 

وخواب خفتگان خفته را آ شفته تر سازد

 

بدین سان بشکند سکوت مرگبارم را

  
 
 لینک نوشته - کیمیا - پنجشنبه 1386/12/09
   

 

 

زندگی چیست؟


 

    

 

 

زندگي بيشترش سوختن است درس آموختن است

 

يک برادر دارم واسه من ديوارش از همه کوتاه تر است

 

توي روزاي گرفتاري و تنگدستي من

 

زندگي زندگي انتظاري است که آدم ز برادر دارد

 

محبت به کسي زندگي نيست به جز حرف

 

ور نه هر خار وخسي زندگي کرده بسي

 

زندگي فانوسيست لب درياي خيال آويزان

 

مي توان آن را ديد و نه بيش روشن است

 

اما به اندازهي خويش

 

تابلويي ست نيمه راه زندگي

 

که ز سر منزل مقصود خبر مي آرد

 

کار او هشدار است گر مسافر رهش بيدار است

 

زندگي تجربه تلخ فراوان دارد

 

دو سه تا کوچه وپس کوچه و اندازه يک عمر بيابان دارد

 

زندگي زنداني ست که در آن بيش تر اززنداني زندانبان دارد

 

زندگي نيست به جز حرف محبت به کسي

 

ورنه هر خار وخسي زندگي کرده بسي

 

زندگي دين بزرگ است که بر گردن ماست

  
 
 لینک نوشته - کیمیا - سه شنبه 1386/11/02
   

 

 

هدیه ی خوب خدا


 

    

 

هديه ي خوب خدا

 

 

دل خوش نزديک است

 

باورش کن !

 

و بگو !

 

داد بزن

 

آي اي مردم شهردل خوش نزديک است

 

و اگر شاعر باران و طبيعت پرسيد:" دل خوش سيري چند؟ "

 

دست در دست شعورش بدهيم

 

تا که با هم برسيم سر يک کوچه ي سبز

 

ونشانش بدهيم دل خوش يعني که:

 

پدرت امشب هم به سلامت برگشت!

 

وقت صبحانه خدا

 

از سر صفره ي مهر لقمه ي عشق به مادر مي داد

 

دل خوش يعني که:

 

خواهرت مثل تو خوشبختي را از لب پنجره آويزان کرد

 

يا همين کودک ديروز و پريروز خيال مرد امروز نگاهت شده است!

 

دل خوش نزديک است

 

دل خوش آن جايي است که هوايش همه از عطر کسي لبريز است

 

که تو از راه دراز از دل ابر اميد از خدا هديه گرفتي و سپس

 

شکر آن يادت رفت!

 

دل خوش چشماني است

 

که در انبوهي هر غصه و غم

 

آن يکي لحظه ي شيرين را

 

از سر شوق و شعف ميچيند

 

دل خوش نزديک است!

 

دل خوش يعني که :

 

مثل هر صبح بهار از ذل شب زده وسرد غرور

 

بر سر باغچه ي قلب همه

 

گرم وشيرين و پراز عشق بتابيم و سلامي بدهيم

 

تا دل بسته ي هر دانهي مهر با حضور من وتو

 

تا خود سبز خدا رشد کند

 

دل خوش نزديک است!

 

پي آن تا ته دنيا ندويم

 

يا در انديشه ي ديروز به آرامش آن شک نکنيم

 

دل خوش نزديک است !

 

باورش کن !

 

وبگو !

 

داد بزن آي اي مردم شهر دل خوش نزديک است.

  
 
 لینک نوشته - کیمیا - دوشنبه 1386/09/12
   

 

 


 

     Image hosted by allyoucanupload.com

  
 
 لینک نوشته - کیمیا - دوشنبه 1386/09/12
   

 

 

قاب عکس


 

    

      

 

 

    قاب عکس

 

 

   یه روز سرد خزون تنگ غروب

 

   خسته از آدمهای شهر شلوغ

 

   خسته از نگاه پر درد زمون

 

   از حظور بی نشون  حسمون

 

   تو کوچه باغ شب دلواپسی

 

   بی ستاره موندم تو این بی کسی

 

   دوباره پیش روم هستی 

 

   اگر چه این یه تصویره

 

   اگر چه بی صدا رفتی 

 

   صدات برام نمی میره

 

   من می خوام که توی رویام بمونم 

 

   تا برات از آرزوهام بخونم

 

   اما باز سکوت تلخ این خونه

 

   کوچ بی صدات و یادم می یاره

 

   فصل بی دووم خوش بختی من

 

   تا همیشه من و تنهام می زاره

 

   تا همیشه من و تنهام می زاره

 

 

  
 
 لینک نوشته - کیمیا - دوشنبه 1386/09/12
   

 

 

ERFAN


 

    

Image hosted by allyoucanupload.com

  
 
 لینک نوشته - کیمیا - دوشنبه 1386/09/12
   

 

 

به نام خدا


 

    

 

آدمک آخر دنیاست بخند  , آدمک مرگ همین جاست بخند

 

دست خطی که تو را عاشق کرد , شوخی کاغذی ماست بخند

 

آدمک خر نشوی گریه کنی , کل دنیا سراب است بخند

 

آن خدایی که بزگش خواندی , به خدا مثل تو تنهاست بخند ...

  
 
 لینک نوشته - کیمیا - یکشنبه 1386/09/11